تبليغاتX
سجاده نور سجاده نور

آخر راه انتظار..اصلا تویی خود بهار..بهار با تو بهار شده..عاشق بیقرار شده..بی تو بهار هم دلگیره..اصلا بهار هم می میره

حر فیست نا تمام و من اینجا نشسته ام

با دستهای خالیم آقا نشسته ام

با این دل شکسته ام با بال زخمیم

همچون کبوتر حرمت تنها نشسته ام

دیوار سنگی و من و شهری ز دور دست

چون تشنه ای که بر لب دریا نشسته ام

دلتنگ مانده ام به کناری نشسته ام

در انتظار دیدنت اما نشسته ام

پرواز می کنم قفسم را شکسته ام

اینک به روی گنبدت آقا نشسته ام

 می گویند حرمت بهشت است من چگونه از بهشت بار بندم

چگونه کوچ کنم

تا پرواز دوباره چه اندازه فاصله است؟

هموز هم در حسرت نگاه اخرت مانده ام

و حرفهای من ناتمام!

وقت رفتن است

باز خواهم گشت

و در انتظار اجابت دوباره می مانم

من تشنه هستم

تشنه اجابت

دستهای خالی و بیحاصلم را نبین!

تو به دستها نگاه نمی کنی

تو صاحبخانه ای هستی که مهمانهایت را دست خالی رها نمی کنی

و من آیم

و ضریح چشمهایت را در آغوش می گیرم

پنجره فولاد رضا برات کربلا میده......

 

لينك مطلب | نوشته شده در 87/05/02 ساعت توسط مهفا |


شاید هنوز نمی دانم از زندگی چه می خواهم و در کجای این دنیا ایستاده ام..شاید هنوز نمی دانم از کجا آمده ام و به کجا می روم؟

 شاید هنوز به این علامت سوال بزرگ در ذهن کوچکم برنخوردم!

  اگر این سوال من و همه ما بود..این گونه در زنجیر دست و پاگیر زندگی اسیر نبودیم دنیا چه خوب بلد است ما را در خود بپیچاند..و نقطه ضعف انسانها را چه خوب می داند..می داند که خلق النسان ضعیفا..و ما هم همچنان ناغافل اسیر دام و دانه اش می شویم..

  ای انسان صبر کن!

  دنیا و ما فیها را با چشمی دیگر ببین..ببین که همه چیز برای آن است که تو اسیر فریب این دنیای افسونگر نشوی..اگر این دنیا در چشم حضرت علی (ع) منفور بود .((دنیا خوابی است و فریفته شدن به آن مایه پشیمانی است))

  همه ما در خوابیم بر مسیری بخوابیم تا بیدارن راه شب با تلنگری ما را به خود آورند!

  واگر همه آنانی که با چشمی باز به دنیا نگاه کردند.ودیدند مکر پنهان دنیا را به خاطر این بود که به این سوال بزرگ رسیدند..که ما از دنیا چه می خواهیم..؟

  از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟

  اگر به این سوال می رسیدیم این همه از دست دادنها..جدایی از دنیا برایمان جانکاه نبود..و این همه بازار افسردگیها داغ نبود...راه سویی دیگر است و هدف متعالی تر ..اما همچنان ما گم شدگانیم که سخت در پیچ و تاب بیراهه ها گم شده ایم..

دستهایم را بگیر خورشید سان تا بمانم بر مدار عشق من

  هنوز مفهوم ایمان را نمی دانیم.از ایمان نامیست بر ما ،عاشق نشدیم تا طعم دلپذیرش را زیر بار سخت صبر بچشیم..هنوز خدا را در ظریفترین لحظات ندیدیم تا حس یقین و اطمینان را درک کنیم.تا بدانیم اوست که سایه به سایه به دنبال ماست...هنوز درک نکردیم که مهر پدر و مادرمان نمونه کوچکی از مهربانی بیکرانه پروردگاریست که آنان را پرورش داد..بهترینها را برای من و تو می خواهد...همه اینها چشمی بینا و می خواهد و گوشی شنوا!!

  یارب از عرفان مرا پیمانه ای سرشارده جان آگاه و روانی زنده و بیدار ده

حضرت علی (علیه السلام):

« ما نیامده ایم در این دنیا برتر باشیم ، بلکه آمده ایم که از این دنیا برتر و فراتر باشیم.»


لينك مطلب | نوشته شده در 87/04/30 ساعت توسط مهفا |


مسافری تا سرزمین ضامن آهوان خواهم شد
راهی دراز باید و پایی برای رفتن...
می روم و دل در گرو دام عشق می نهم.....
می روم و بیابانهای رو به وسعت بی منتهای حرم را ...,و بر لب می خوانم
چون عشق حرم باشد سهل است بیابانها
دلم پیشاپش به پرواز در می آید...و در هر نفسش آهنگ یا علی بن موسی الرضا جاریست
چه زیباست وقتی که بار خستگی ام را بر در خانه اش می نهم..
و تمام خستگیم را به دست باد می دهم و از عمق جانم می گویم سلام آقا آمده ام تا بدانی چقدر دوستت دارم
و تو مهربانتر از همیشه منتظر کبوتران خسته ای تا از راه برسند...من امروز کبوتر حرم می شوم
کبوتران زیارتتان قبول
(خودم نرفتم مشهد..این پست رو از زبان برادرم و دوستای همراهش نوشتم که از استان گلستان تا مشهد..حرم امام رضا.(ع). پیاده رفتن )
آنان که مهر علی (ع) بر صفحه قلبشان نشسته....مبارکشان باد این دلدادگی...
عاشقان عیدتان مبارک باد

 


لينك مطلب | نوشته شده در 87/04/18 ساعت توسط مهفا |


تو مثل ابر نیستی ابر از تو باریدن را آموخت! تو مثل باران نیستی باران از تو لطافت را یاد گرفت.. تو مثل بهار نیستی بهار از تو شکوفای و سرسبزی را به تماشا نشست...تو مثل گل نیستی، گل از تو زیبایی را گرفت...
زهرا مثل دریا نیستی دریا از تو آموخت تا به بیکرانگی رسید... مرا که کودک گم شده ی خانه ی توام به بهانه ی مادرانه ات در آغوش مهرت بفشار...و باران هدایت نگاهت را بر ما ببار...
من پرم از نام تو یا فاطمه
تشنه ام از جام تو یا فاطمه
آهوی وحشی ام و آرام تو
تا شدم در دام تو یا فاطمه
می شتابد عشق اندر کوچه ها
در پی هر گام تو یا فاطمه
قطره ای سرگشته ام بنشسته بر
ساحل آرام تو یا فاطمه


باغبان هستي:

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. روزت مبارک باد...

روز تولد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) تولد سجاده نور هست ...همه اونایی که پارسال پیرارسال کادو آوردن .....بازم بیارن بفرمایید!



لينك مطلب | نوشته شده در 87/04/03 ساعت توسط مهفا |