رويد اي جمله صورتها که صورتهاي نو آمد علمهاتان نگون بادا که آن بسيار مي آيد
در ديوار اين خانه همي درد زانبوهي که اندر در نمي گنجد پس از ديوار مي آيد
مسلمانان!مسلمانان! مسلماني زسر گيريد که کفر از شرم يار من مسلمان وار مي آيد
قلب هستي ناآرام كعبه ناآرام. زني ميآيد پردهها را کنار زنيد زني ميآيد اين کيست که از هيبت آمدنش در ديوار کعبه ميشکافد. ناگاه دري از بهشت باز ميشود. بوي بهشت مي آيد....
پردهها را کنار زنيد زني ميآيد. با گلي از بهشت او را چه بناميم. محمد چشمانت روشن
.فاطمه چشمانت روشن چشمان همه مبهوت، اين کيست که جولانگاه آمدنش را اين جهان خاکي نگنجد
فرشتگان! جهانيان! بگوييد نامش چيست.او را خدايش نام نهاد علي.علي علي.................او بزرگ است
او همنام خدا است او تنها ياور پيامبر عربي است پيامبر ميبوسدش ميگريد محبوبش از راه رسيده
او مرد مناجاتهاي شب است پدر يتيمان عرب است نخلستانها با همنوايي نايش بارورند او همدم چاه هست و چاه همدم علي او همتاي ياس است. وياس همتاي او
اين کيست؟ تفسير کربلا در ناي حسين. و معني دردهاي حسن اين کيست؟ اين کسيت؟ بوي ياس است در آغوش نبي اين عليست که به پيامبر لبخند ميزند........پيامبر من آمدهام. و هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت. من از همين آغاز به خدايت ايمان آوردم پيامبر! من شبه ابيطالب را ديدهام من عشقم را در ليلهالمبيت به تو و خدايت نشان خواهم داد پيامبر! من عليم بر دستان تو من تنها آمدهام و تنها خواهم رفت با آهنگ فزت ورب الکعبه...خواهم رفت
اينک علي در چشمان نبي خلاصه شده است علي ميآيد تا مردي را, راه روشن را به جهانيان نشان دهد. جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا علي آمد بر دستان پيامبر و در چشمان او تمام تاريخ را ورق زد...تا به او بگويد که من هرگز تنهايت نخواهم گذاشت پيامبر من به شوق تو آمدهام به شوق دستانت که روزي مرا برادر خواهي خواند. و دستهاي مرا به آسمان خواهي داد. و از خمخانه غدير به من جرعه اي خواهي نوشاند پيامبر چشمانت روشن.................
روز پدر مبارک ![]()
