تبليغاتX
سجاده نور سجاده نور

آخر راه انتظار..اصلا تویی خود بهار..بهار با تو بهار شده..عاشق بیقرار شده..بی تو بهار هم دلگیره..اصلا بهار هم می میره

رويد اي جمله صورتها که صورتهاي نو آمد                 علمهاتان نگون بادا که آن بسيار مي آيد

 در ديوار اين خانه همي درد زانبوهي                    که اندر در نمي گنجد پس از ديوار مي آيد

مسلمانان!مسلمانان! مسلماني زسر گيريد                 که کفر از شرم يار من مسلمان وار مي آيد

 قلب هستي ناآرام كعبه ناآرام. زني مي­آيد پرده­ها را کنار زنيد زني مي­آيد اين کيست که از هيبت آمدنش در ديوار کعبه مي­شکافد. ناگاه دري از بهشت باز مي­شود. بوي بهشت مي آيد....

پرده­ها را کنار زنيد زني مي­آيد. با گلي از بهشت او را چه بناميم. محمد چشمانت روشن

.فاطمه چشمانت روشن چشمان همه مبهوت، اين کيست که جولانگاه آمدنش را اين جهان خاکي نگنجد

فرشتگان! جهانيان! بگوييد نامش چيست.او را خدايش نام نهاد علي.علي علي.................او بزرگ است

او همنام خدا است او تنها ياور پيامبر عربي است پيامبر مي­بوسدش مي­گريد محبوبش از راه رسيده

او مرد مناجاتهاي شب است پدر يتيمان عرب است نخلستانها با همنوايي نايش بارورند او همدم چاه هست و چاه همدم علي او همتاي ياس است. وياس همتاي او

اين کيست؟ تفسير کربلا در ناي حسين. و معني درد­هاي حسن اين کيست؟ اين کسيت؟ بوي ياس است در آغوش نبي اين عليست که به پيامبر لبخند مي­زند........پيامبر من آمده­ام. و هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت. من از همين آغاز به خدايت ايمان آوردم پيامبر! من شبه ابيطالب را ديده­ام من عشقم را در ليله­المبيت به تو و خدايت نشان خواهم داد پيامبر! من عليم بر دستان تو من تنها آمده­ام و تنها خواهم رفت با آهنگ فزت ورب الکعبه...خواهم رفت

اينک علي در چشمان نبي خلاصه شده است علي مي­آيد تا مردي را, راه روشن را به جهانيان نشان دهد. جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا علي آمد بر دستان پيامبر و در چشمان او تمام تاريخ را ورق زد...تا به او بگويد که من هرگز تنهايت نخواهم گذاشت پيامبر من به شوق تو آمده­ام به شوق دستانت که روزي مرا برادر خواهي خواند. و دستهاي مرا به آسمان خواهي داد. و از خمخانه غدير به من جرعه اي خواهي نوشاند پيامبر چشمانت روشن.................

                                            روز پدر مبارک

                                                        

لينك مطلب | نوشته شده در 84/05/27 ساعت توسط مهفا |


همراه نسيم مي رقصند سپيدارها

دست به آسمان دراز مي کنند سپيدارها

نيايش مي کنند پروردگارشان را

و دستهايشان به آسمان بلند است

بدون لحظه اي درنگ پروردگارشان را مي خوانند سپيدارها

هر صبح و شام نماز مي خوانند سپيدارها

و نماز درختان چه زيباست

من در دستهايشان نور و روشني را يافتم

آنها قنوت مي خوانند

و من گوش به ذکر سجودشان سپرده ام

و با آنها همراه مي شوم

و نماز درختان چه زيباست

والنجم و الشجر يسجدان

ستاره و درخت سجده مي کنند

ويسبح لله ما في السموات و الارض

و هر آنچه در زمين و آسمان است پروردگارشان را ستايش مي کنند

لينك مطلب | نوشته شده در 84/05/16 ساعت توسط مهفا |


فرازهايي از صحيفه سجاديه

نيايش در باره خود و دوستانش

الْحَمْدُ لِلّهِ الّذِي خَلَقَ اللّيْلَ وَ النّهَارَ بِقُوّتِهِ‏ وَ مَيّزَ بَيْنَهُمَا بِقُدْرَتِهِ‏

اى كسى كه شگفتى‏هاى عظمتت پايان نمى‏پذيرد بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را از جدال در عظمت بازدار

وَ يَا مَنْ لَا تَنْتَهِي مُدّةُ مُلْكِهِ، صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَعْتِقْ رِقَابَنَا مِنْ نَقِمَتِكَ.

و اى كسى كه مدت پادشاهيت به آخر نمىرسد، بر محمد و آلش رحمت فرست.و گردنهاى ما را از بند عقاب خود آزاد ساز.

يَا مَنْ لَا تَفْنَى خَزَائِنُ رَحْمَتِهِ، صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ لَنَا نَصِيباً فِي رَحْمَتِكَ.

و اى كسى كه خزانه‏هاى رحمتت فنا نمى‏پذيرد بر محمد و آلش رحمت فرست و براى ما در رحمت خود بهره‏اى بر قرار كن.

وَ يَا مَنْ تَنْقَطِعُ دُونَ رُؤْيَتِهِ الْأَبْصَارُ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَدْنِنَا إِلَى قُرْبِكَ‏

وَ يَا مَنْ تَصْغُرُ عِنْدَ خَطَرِهِ الْأَخْطَارُ، صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ كَرّمْنَا عَلَيْكَ.

وَ يَا مَنْ تَظْهَرُ عِنْدَهُ بَوَاطِنُ الْأَخْبَارِ، صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تَفْضَحْنَا لَدَيْكَ.

و اى كسى كه ديدگان از ديدنت فرو مى‏مانند، بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را به ساحت قرب خود نزديك ساز. و اى كسى كه در برابر قدر و منزلتت قدرها و منزلتها خوار و بى‏مقدار است، بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را نزد خود گرامى دار. و اى كسى كه اسرار اخبار در نظرت آشكار است، بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را نزد خود رسوا مساز

                                                         

لينك مطلب | نوشته شده در 84/05/08 ساعت توسط مهفا |


 

سالروز ولادت بهترين مادر عالم. بزرگ بانوی اسلام  حضرت فاطمه (س) را به همه تبريک عرض می کنم.

و اين شعر را به همه مادران عزيز و مادر مهربان و فداکار خودم که الان ازش دورم تقديم می کنم.

آيينه دارشعر من

مادرم فانوس دريايت چه شد                       آن دو چشم شادو بينايت چه شد

مادرم اي معدن مهروصفا                                             آن دل خاموش تنهايت چه شد

مادر اي آيينه دار شعر من                             آن رخ پر مهرزيبايت چه شد

مادرم پرواز را آموختي                               پرشكسته پرزدنهايت چه شد

اي تمام شورو شوق و اشتياق                        اشتياقت شور شبهايت چه شد

دست من اينك به دست زندگيست                پينه بسته دستت و پايت چه شد

مادر اينك اين پرستو پرگرفت                      برزمين بنشسته پرهايت چه شد

مادر اينك من بهاري گشته ام                               اي خزان گشته تو گلهايت چه شد

مادر اينك اين منم فرداي تو                               خيزو بنگر هان كه فردايت چه شد

اي دخت گل اي ياسمين

اي اسوه زن در زمين

يا فاطمه يا فاطمه

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در 84/05/03 ساعت توسط مهفا |