انتظار: كلمه اى ژرف و معنايى ژرفتر
انتظار: خط بطلان بر همه ى كفرها و نفاق ها و ظلمها
انتظار: خونى در رگ زندگى و قلبى در سينه ى تاريخ
انتظار: صلابت در درون تاريكيها و سرديها
به دميدن سپيده دمان چشم داشتن و به اميد طلوع خورشيد زيستن، در برابر كوه مشكلات زمانه قرار گرفتن و چون كوه مقاوم بودن
در تراكم هواهاى كشنده ى اختناقها، به وزيدن نسيمهاى حياتبخش رهايى اميد بستن
و به آرزوى پديدار گشتن روزهاى طلايى ارزشهاى جاويد زنده ماندن

هنوز شب است
سپيده سر نزد
و دست شب به شانه اميد هست.
بيا به پنجره نگاه كن
به جاده ها سري بزن
ببين كه قلب جاده مي زند
سوار مي رسد
مرد انتظار مي رسد
صداي پاي نور مي رسد
مسافر غريب ما ز راه دور مي رسد
سحر رسيد و چشم آسمان تر است
و شعر من در آستانه ظهور جوانه مي زند.

زير باران عاشقي اولين شعري كه به ياد دوست بر زبانم جاري شد
دوست دارم شبانه گريه كنم
گر كشد غم زبانه گريه كنم
مثل آبي آسمان دلم
بي غم از اين زمانه گريه كنم
دوست دارم كه نوبهار دلم
گر دهد يك جوانه گريه كنم
تير غم گر رها شد و بگرفت
اين دلم را جوانه گريه كنم
گر شكست بال كبوتر دل
خون از او شد روانه گريه كنم
زير باران عاشقي همچون
بلبلي عاشقانه گريه كنم
اي بهارم براي ديدن تو
بر درت عاجزانه گريه كنم
گر براني مرا ز درگاهت
بر نگردم به خانه گريه كنم
اي اميد تمام دلتنگي
چون رسي بي بهانه گريه كنم
اي بهارم بيا كه گر نرسي
با غمي جاودانه گريه كنم
بر همه منتظران و عاشقان مبارک
التماس دعا



