تبليغاتX
سجاده نور سجاده نور

آخر راه انتظار..اصلا تویی خود بهار..بهار با تو بهار شده..عاشق بیقرار شده..بی تو بهار هم دلگیره..اصلا بهار هم می میره

انتظار

انتظار: كلمه اى ژرف و معنايى ژرفتر

انتظار: خط بطلان بر همه ى كفرها و نفاق ها و ظلمها

انتظار: خونى در رگ زندگى و قلبى در سينه ى تاريخ

انتظار: صلابت در درون تاريكيها و سرديها

به دميدن سپيده دمان چشم داشتن و به اميد طلوع خورشيد زيستن، در برابر كوه مشكلات زمانه قرار گرفتن و چون كوه مقاوم بودن

در تراكم هواهاى كشنده ى اختناقها، به وزيدن نسيمهاى حياتبخش رهايى اميد بستن

و به آرزوى پديدار گشتن روزهاى طلايى ارزشهاى جاويد زنده ماندن

هنوز شب است

سپيده سر نزد

و دست شب به شانه اميد هست.

بيا به پنجره نگاه كن

به جاده ها سري بزن

ببين كه قلب جاده مي زند

سوار مي رسد

مرد انتظار مي رسد

صداي پاي نور مي رسد

مسافر غريب ما ز راه دور مي رسد

سحر رسيد و چشم آسمان تر است

و شعر من در آستانه ظهور جوانه مي زند.

 

 

زير باران عاشقي اولين شعري كه به ياد دوست بر زبانم جاري شد

دوست دارم شبانه گريه كنم

گر كشد غم زبانه گريه كنم

مثل آبي آسمان دلم

بي غم از اين زمانه گريه كنم

دوست دارم كه نوبهار دلم

گر دهد يك جوانه گريه كنم

تير غم گر رها شد و بگرفت

اين دلم را جوانه گريه كنم

گر شكست بال كبوتر دل

خون از او شد روانه گريه كنم

زير باران عاشقي همچون

بلبلي عاشقانه گريه كنم

اي بهارم براي ديدن تو

بر درت عاجزانه گريه كنم

گر براني مرا ز درگاهت

بر نگردم به خانه گريه كنم

اي اميد تمام دلتنگي

چون رسي بي بهانه گريه كنم

اي بهارم بيا كه گر نرسي

با غمي جاودانه گريه كنم

بر همه منتظران و عاشقان مبارک

التماس دعا

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در 84/06/27 ساعت توسط مهفا |


اکنون که دوباره بيقرار گشته ام دلم راه خانه تو را به من نشان مي دهد.‏

‏ دوباره از همه جا رانده و مانده باز گشتم‏

. مهربانم مثل هميشه در خانه با صفايت را بر من بگشا

مهربان نمي روم زپشت در

تا ببينم اشناي خود مگر

گر چه من دل تو را شکسته ام

عهد بسته ام که نشکنم دگر

خوبتر ز تو کسي نيافتم

يا که بود و من نگشته ام خبر

باز کن در نگاه بر دلم

باز هم زکوچه دلم گذر

 

لينك مطلب | نوشته شده در 84/06/21 ساعت توسط مهفا |


باز هم نغمه حضور تو مرا به خود مي خواند
باز هم در هجوم تنهايي يك نفر مرا مي خواند
باز هم نگاهي هميشه نگران مرا مي خواند
من در تكاپوي نور هستم
در جستجوي روشني
خورشيد كجاست آينه بيقرار
و من در انتظار
صداي پاي قدمهاي نور مي ايد
اينك سپيده سر زده

حلول ماه مهربان شعبان مبارك باد.

لينك مطلب | نوشته شده در 84/06/15 ساعت توسط مهفا |


 

 ستاره‌اي بدرخشيد و ماه مجلس شد

ستاره‌اي بدرخشيد و ماه مجلس شد

دل رميده ما را رفيق و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسله آموز صد مدرس شد

به بوي او دل بيمار عاشقان چو صبا

فداي عارض نسرين و چشم نرگس شد

به صدر مصطبه‌ام مي‌نشاند اکنون دوست

گداي شهر نگه کن که مير مجلس شد

خيال آب خضر بست و جام اسکندر

به جرعه نوشي سلطان ابوالفوارس شد

طربسراي محبت کنون شود معمور

که طاق ابروي يار منش مهندس شد

لب از ترشح مي پاک کن براي خدا

که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد

کرشمه تو شرابي به عاشقان پيمود

علم بي‌خبر افتاد و عقل بي‌حس شد

چو زر عزيز وجود است نظم من آري

قبول دولتيان کيمياي اين مس شد

ز راه ميکده ياران عنان بگردانيد

چرا که حافظ از اين راه رفت و مفلس شد

عید مبعث بر همه مبارک

  .................

لينك مطلب | نوشته شده در 84/06/10 ساعت توسط مهفا |


 

در سكوت آرام شب آنجا كه صدايي جز هو هوي باد نيست
نجوايي آرام به گوش مي رسد. و من در نهايت غربت شب دست در دامن نسيم تا بي منتهاي ازادگي پرواز خواهم كرد تا تو
تا آبي ارام عشقت
آنجا كه هيچ ستاره اي افول نخواهد كرد
آنجا كه نورحقيقت عشقت هميشه روشن است و من راه را گم نخواهم كرد
آنجا كه تويي بودنم آنجا كافيست

آرزوي دگرم غايت بي انصافيست

 

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در 84/06/03 ساعت توسط مهفا |