تبليغاتX
سجاده نور سجاده نور

آخر راه انتظار..اصلا تویی خود بهار..بهار با تو بهار شده..عاشق بیقرار شده..بی تو بهار هم دلگیره..اصلا بهار هم می میره

با روزهای رفته...پیش می روم و لحظه ها را می شمارم

شاید یکی از این ثانیه های رفته تو را بیابم

شاید یکی از این لحظه ها که من تو را می خوانم...

نگاهت در شرمندگی من گره بخورد

و یک بار برای آرزویم..دعا کن

ادرکنی و لا تهلکنی

لينك مطلب | نوشته شده در 88/05/18 ساعت توسط مهفا |